مجموعه مقاله هاي  موسيقي

پژمان اكبرزاده

 بازگشت


مقاله

به بهانه انتشار نخستين آلبوم گروه باراد

به بهانه انتشار نخستين آلبوم گروه باراد


نشر موسيقي هرمس، سيزدهمين سي.دي. خود را به يك اثر راك اختصاص داده است. مجموعه اي ۴۲ دقيقه اي، دربرگيرندهء هشت قطعه به نامهاي ليوا (بر اساس موسيقي زار بندر عباس)، بيابان (روي سروده اي از فريدن مشيري)، دزديده چون جان (مولانا)، زاهد (حافظ)، در هر رگ من (محمد رفيع)، غريو (فريدون مشيري)، گواتي (برداشتي از مراسم گواتي در بلوچستان) و شيخ شنگر (برداشتي از موسيقي زار بندر عباس)؛ ساخته و اجراي گروه نوپاي باراد؛ متشكل از آرش پژند مقدم (درامز)، كسري سبكتكين (گيتار باس، گيتار الكتريك، گيتار آكوستيك، هم آوا)، پويا محمودي (آواز ، گيتار آكوستيك، گيتار الكتريك، گيتار كلاسيك) و آيدبن نائيني (گيتار الكتريك، گيتار آكوستيك). كريستف رضاعي و رضا عسگرزاده (هم آوا) و علي رحيمي (سازهاي كوبه اي) نيز به عنوان هنرمندان ميهمان، در اجراي اين آثار همكاري كرده اند.

رامين صديقي، مدير هنري نشر هرمس درباره اين اثر اظهار مي دارد: موسيقي راك فرزند جوامع صنعتي و مدرن است و حضور اين پديده در ايران نيز قابل انكار نيست. هميشه علاقه داشتيم تا نوعي از موسيقي راك كه صرفا يك محصول وارداتي نباشد و زائيده جامعه جوان كشور خودمان باشد را بشنويم. گروه باراد با استفاده از عناصر ملوديك و مضامين بومي كشور خودمان، دست به چنين تجربه اي زد. اين كار از دو جنبه براي خود ما هم نخستين تجربه است؛ ما تا كنون در اين زمينه كه كلام يكي از محورهاي موسيقي باشد تجربه اي نداشتيم اگر هم كاري كلام داشته معمولا آوازهاي بومي بوده و در واقع محوريت روي رنگ آواز بوده نه روي متن ولي در اين مجموعه متن هم داراي محتواست و شنونده مي تواند آنرا بپذيرد. در مرحله دوم كارهايي كه تا كنون منتشر كرده ايم كار يك يا نهايتا دو نفر بوده نه اثري كه كار يك گروه باشد....

كسري سبكتكين در ادامه افزود؛ كار روي اين مجموعه شايد به مدتها پيش بازگردد، زماني كه پويا محمودي تحقيقاتي كرده بود و به نوعي كوشيده بود بين موسيقي ايراني و ساز تخصصي خودش؛ گيتار، تلفيقي را به وجود آورد. حس كردم كه اين ايده پتانسيل زيادي براي كار كردن دارد. من شخصا شناخت چنداني از موسيقي محلي ايران نداشتم ولي فكر كردم كه ما با هم مي توانيم اين داستان را كامل كنيم. هيچيك از ما واقعا نمي دانست كه كار به شكلي در خواهد آمد اما درصدد برآمديم برداشت خودمان را از موسيقي محلي ايران ارائه كنيم و معتقدم قابليت اين موسيقي بسيار بيشتر از آنچه است كه تا كنون انجام شده. هر يك از بچه هاي گروه موضوعي را به عنوان ايده مطرح كردند و سپس در چند روز روي آن كار مي شد و ساختاري به عنوان فرمت آهنگ پديد مي آمد. البته نه اينكه بطور دسته جمعي دور هم جمع شويم ، هركس در خانه و با رايانه روي قطعه كار مي كرد. به استثناي قطعات يكم، هفتم و هشتم كه توضيح درباره آنها را به پويا واگذار مي كنم در بقيه قطعات به تم هاي موسيقي استان خراسان و دستگاه نوا، همايون و چهارگاه نيز اشاراتي شده است. البته اين اشارات براي شنونده اي كه در فضاي موسيقي ايراني است احتمالا كمرنگ به نظر مي رسد ولي اين المان ها (نه به صورت صرف) در كار وارد شده و به اين شكلي درآمده كه شما اكنون مي شنويد. من اينرا تلفيق نمي دانم . من يك ايراني هستم كه گيتار مي زنم ولي با مختصات فرهنگي خودم. موضوع ديگري كه روي آن تاكيد داشتيم اين بود كه شعر پارسي را به گونه اي روي اين موسيقي ارائه كنيم كه براي شنونده غريبه نباشد زيرا ما هيچوقت روي موسيقي راك، پارسي خواندن را نداشته ايم. هميشه موسيقي راك بوده و شعر پارسي هم رويش خوانده شده در صورتيكه ما در صدد برآمديم به گونه اي با اين شعر كنار بياييم تا شنونده بپذيرد و آنرا در لايه اي جدا از موسيقي نبيند. همچنين اين نكته را هم مدنظر داشتيم كه تا حد امكان مخاطب خاص نداته باشيم و آدمهاي مختلف با سن، انديشه و سليقه هاي گوناگون بتوانند با كار ارتباط برقرار كنند. اگر قرار بود يك موسيقي راك صرفا با استانداردهاي غير ايراني اجرا شود خيلي بهتر از اين را در ديگر نقاط دنيا (جاهايي كه داراي فرهنگ راك هستند) انجام مي دهند. در اين اثر دست روي قسمتي از موسيقي ايران گذاشته شده كه تا بحال كسي اينكار را نكرده است. اين ديدگاه شخصي من است و گمان مي كنم موجي را ايجاد خواهد كرد و افرادي را بر مي انگيزد كه سراغ يك سري چيزهايي كه تاكنون نرفته اند بروند.

كسري سبكتكين ، در ادامه در رابطه با موضوع محدوديت در استفاده از رديف موسيقي ايراني و تجانس بيشتر آهنگهاي محلي در ساخت چنين آثاري اشاره كرد: اين قضيه قدري به تكنيك نوازندگي بر مي گردد، كمااينكه در داخل و خارج از ايران نوازندگاني هستند كه بتوانند چيزهايي خارج از فواصل نيم پرده را اجرا كنند. شناخت نوازنده از موسيقي اي كه روي آن كار مي كند براي وارد كردن المان هايش در كار نيز تاثير مهمي دارد. ضمنا هيچ دليل ندارد كه حتما ربع پرده به گوش برسد تا حس ايراني ايجاد شود...

پويا محمودي نيز كه در زمينه موسيقي زار بندرعباس و مراسم گواتي بلوچستان دست به تحقيقاتي زده كه در اين مجموعه مورد استفاده قرار گرفته اظهار داشت: پيشينه تاريخي برخي از اين مراسم به زماني برمي گردد كه مهاجراني با پرتقاليها به ايران وارد شدند و ملوديها بافت آفريقايي دارند. نه تنها در ايران، در ديگر كشورهاي كناره خليج پارس اين مراسم به نوعي وجود دارد به اضافهء واژه هاي عربي كه به خاطر حضورشان در آن منطقه و مسلمان شدن طبيعي است. ما نمي توانيم موسيقي ايران را صرفا ((هفت دستگاه)) به شمار آوريم. اين براي خود ما بسيار جالب بود كه اين موسيقي ها بعضا هم ايراني هستند و هم ذاتا ايراني نيستند و از مناطق ديگري وارد ايران شده اند. موضوع جالب توجه در اين مجموعه، پايان بخش ( اندينگ ) آن است. در چند دقيقه آخر، يك موسيقي زار -كه ما از آن برداشت كرده ايم و نسخهء ما شباهتي به اصل ندارد - به صورت كاملا خالص و بدون تغيير شنيده مي شود كه حتي كيفيت ضبط آن اصلا حرفه اي و استوديويي نيست. در چنين حالتي واقعا مي توانيد تصور كنيد به بندرعباس رفته ايد و اين مراسم را از نزديك مي بينيد. قطعاتي كه ما در اين آلبوم با الهام از اين موسيقي ارائه كرده ايم برداشت ماست ، ممكن است افراد ديگري آنرا بشوند و صد نوع برداشت ديگر داشته باشند


از : پژمان اكبرزاده
عضو "كانون هنرمندان بدون مرز"
www.parstimes.com/persianmusicians.html




نقل نوشته هاي اين صفحه تنها با ذكر منبع بلامانع است
Iran Flamenco website